Sunday, 31 December 2006

همیشه شعبون، یه بار هم رمضون

یه گزارش خیلی باحال تو رادیو زمانه دیدم: تو نروژ، یه خانم 24 ساله به جرم
"تجاوز به ناموس" یه آقاهه، به 9 ماه حبس و پرداخت جریمه ای معادل 6300
دلار امریکا محکوم شده. ظاهراً اون آقاهه واسه خودش مظلومانه و معصومانه
گرفته بوده رو کاناپه خوابیده بوده، که یهو بیدار میشه و میبینه ای دل غافل! خانومه
مشغول یک عمل جنسی  شده (که حالا زمانه نگفت چی بوده، ما هم نمی گیم، 
خودتون حدس بزنین دیگه. خنگ که نیستین!). القصه، آقاهه شاکی میشه و به
دادگاه شکایت می کنه و می گه که این خانوم به من تجاوز کرده و من لطمه 
روحی دیدم. نظر دادگاه رو هم که همون بالا گفتم. خلاصه اینکه (نتیجه اخلاقی) 
آقایون محترمی که ناموسشون براشون مهمه، رو کاناپه نخوابن. اونایی هم که
6300 دلار رو ترجیج می دن، تا با یه خانم تنها شدن، سریع یه کاناپه از تو
کوله پشتی شون در بیارن (خب چیه؟ از این بادی ها رو میگم) و بپرن روش
و خودشون رو بخواب بزنن. توصیه میشه در پوزیشنی قرار بگیرن که کاملاً
در معرض تجاوز باشن.  راستی لینک ندادم، چون رادیو زمانه هم فیلتره. آخه چرا؟  

Saturday, 30 December 2006

صدام

 خب اینم از صدام. چی میشه گفت؟ بحث های زیادی رو میشه در مورد این
اعدام طرح کرد. مثل اینکه آیا این کافی بود؟ حالا اگه نبود، چه کار دیگه ای
میشد کرد؟ اما سئوال مهمتر اینه که آیا این محاکمه، واقعی و عادلانه بود؟ چرا
به این سرعت اعدامش کردن؟‌ آیا از ترس این نبود که به حرف بیاد و پته‌ی
خیلی های رو بریزه رو آب؟ پس تکلیف بقیه‌ی جنایاتش چی میشه؟ چیزهایی
که حتی تو کیفرخواستش ذکر نشده بودن، مثل جنگ طولانی و فرسایشی
با ایران و استفاده از سلاح های غیر متعارف و شیمیایی.  واقعاً این عجله
واسه چی بود؟

رابرت دنیرو

خب هیچی عوض نشده. همون عصبانیت، همون "کم امیدی" (یه درجه بهتر از
نا امیدی!)، همون پریشانی. ولی خب نمیدونم چرا دلم می خواد بنویسم. حتی اگه
شده، یکی دو خط. راستش موضوعاتی هست که دوس داشتم بنویسم، اما بنا به 
دلایلی،‌ ترجیح می دم فعلاً اینجا ننویسم. آخه شانس که نداریم! هیشکی به اینجا 
سر نمیزنه، اما اگه اونا رو بنویسم، درست همونایی که فعلاً نمی خوام اونارو
بخونن، سر و کلشون پیدا میشه و می خوننشون! پس فک کنم همون ننویسمش
بهتر باشه. حالا شاید در آینده نوشتم. هرچند،‌ چیزای خوبی هم نیستن. بگذریم.

دیروز عصر جمال کریمی راد، وزیر دادگستری و سخنگوی قوه قضاییه تو
مسیر اراک به بروجرد تصادف و فوت کرد. ظاهراً داشته با خانواده میرفته
سفر که تو جاده یخ زده، کنترل ماشین از دست پسر بزرگش که راننده بوده، 
در میره و ماشین به چپ منحرف میشه و دور خودش می پیچه و بعد هم یه 
تریلی که از پشت میومده، با قسمت پشت ماشین برخورد می کنه و بقیه ماجرا.
نمی دونم پسر 26 سالش که پشت فرمون بوده، مقصر بوده یا نه؛ ولی کم و 
بیش مطمئنم که در هر صورت، اون تا مدت ها (شایدم تا آخر عمر)، خودش
رو مقصر و مسئول می دونه و عذاب می کشه. اخیراً توی آشناهای دور، یه
مورد نسبتاً مشابه داشتیم که اینبار پسره واقعاً مقصر بوده (بی موقع از جاده
فرعی وارد اصلی شده بود) و خلاصه پدر و مادر رو یکجا از دست داد.
ندیدم،‌ اما شنیدم که این روزا ، هیچ حال خوشی نداره و خب طبیعیم هست.

دیشب نصف شب، میثم زمان آبادی مدیر کل خبرگزاری اینترنتی ایرانیوز
به همراه دبیر سیاسی خبرگزاری بازداشت شدن. ظاهراً علت بازداشتشون،
پخش فیلمی از مشائی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی
بوده. تو این فیلم، مشائی در ردیف اول مجلسی تو ترکیه دیده می شده که در
اون، دختران ترک مشغول رقصیدن و آواز خوندن بودن.  

راستی جرالد فورد هم دو روز پیش فوت کرد. فورد، سی و هشتمین رئیس جمهور
ایالات متحده بود و تنها رئیس جمهور امریکا  بود که بدون انتخابات به این 
مقام رسید (بعد از رسوایی واترگیت). ضمن اینکه اولین معاون رئیس جمهور
هم بود که بدون رای گیری انتصاب شده بود. تنها معاون رئیس جمهور دیگه ای
که به این ترتیب به این مقام رسیده هم، معاون خودش بود. تا اینجا شد سه تا
رکورد. یه رکورد مشترک هم با رونالد ریگن داره . اونم اینکه مشترکاً معمر ترین
(پر سن و سال ترین) روسای جمهور سابق امریکا بودن و هر دو 93 سال عمر
کردن. جرالد موقع مرگ، 93 سال و 120 روز داشت.

کریسمس هم که اومد و رفت. البته کریسمس کاتولیک ها؛ چون ارتودکس های 
روسیه، هفتم ژانویه رو به عنوان کریسمس جشن می گیرن. ارمنی ها هم فک
کنم  باز یه روز دیگه که الان یادم نیست.  به هر حال،  کریسمس مبارک

حالا همه اینا به کنار، احتمالاً تا یکی دو ساعت دیگه، صدام اعدام میشه! حالا 
جزئیات این بمونه واسه فردا‌شب (البته اگه اعدام شده باشه). .... تا بعد

حالا اگه گفتین چرا رابرت دنیرو؟؟؟

Saturday, 23 December 2006

اطلاعیه

بدلیل مشکلات عصبی و روحی-روانی و مسائل کاملاً غیر فنی، در ِ ماچه زرافه
رو تا اطلاع ثانوی (که می تونه تا روز قیامت طول بکشه)، گِل می گیریم. 

Friday, 22 December 2006

همیشه شعبون؛ یه بارم رمضون!

همیشه که لازم نیست انتقاد کنیم. گاهی وقتا (البته فقط گاهی وقتا) یه اتفاقایی
هم میوفته که جداً جای تعریف و تقدیر داره. ظرف چند روز اخیر، دو تا از
آشناها برای تمدید (تعویض) دفترچه خدمات درمانیشون به دفتر مرکزی این
سازمان مراجعه کرده بودن. هر دو از برخورد محترمانه و مسئولانه کارکنان
این اداره می گفتن، و جالبتر اینکه کل عملیات تعویض دفترچه های بیمه شون، 
کمتر از 20 دقیقه طول کشیده بود. کارکنان به سرعت دفترچه قدیمی رو تحویل
گرفته و عکس صاحب دفترچه رو اسکن کرده و دفترچه جدید رو با تصویر اسکن
 و چاپ شده صاحب دفترچه، صادر کرده بودن! جالب اینکه در این اداره، حتی محل
ویژه ای رو هم برای شارژموبایل در نظر گرفتن؛ اونهم نه فقط بصورت چند تا پریز
برق؛ بلکه سه تا فیش برای موبایل های نوکیا، سامسونگ، و سونی اریکسون در نظر
گرفتن و به این ترتیب، مراجعین برای شارژ موبایلشون،‌حتی نیاز ندارن که شارژر
گوشیشون رو هم همراه داشته باشن! باب ایوالله! اینو میگن استفاده درست و واقعی
(و نه شعاری)از سیستم اتوماسیون اداری. جداً دمشون گرم. چون و چرا هم نداره.

راستی اگه براتون مهمه، رئیس دیوانه ترکمنستان، صفرمراد نیاز اف (ملقب به
ترکمن باشی یا پدر ترکمن ها!) امروز در 66 سالگی فوت کرد. از جمله شاهکارهای
این بابا این بود که تمام کتابخونه های ترکمنستان رو تعطیل کرد، اسم روزهای
هفته و ماه ها رو عوض کرد و اسامی کِس و کار خودش رو گذاشت رو اونا،
یه کتاب به اسم روحنامه سر هم کرد و اونرو همطراز قرآن، به عنوان کتاب
مقدس ترکمنستان اعلام کرد، ریش گذاشتن رو واسه مردها ممنوع کرد و خلاصه
کاری کرد که ترکمنستان با داشتن رتبه پنجم در بین کشورهای دارای منابع گاز
طبیعی، جزء فقیرترین و منزوی ترین کشورهای دنیا طبقه بندی بشه. دستش
درد نکنه. کشور خودش بوده، دلش خواسته. به ما چه؟ اما آخه چرا؟

.

Thursday, 21 December 2006

حل المسائل

راستی یادم رفته بود بگم که رئیس جمهور محبوب تو کرمانشاه یک بار برای
همیشه مشکلات اکراد رو حل کرد. ایشون فرمودن که در یک از دیدارهای 
خارجیشون حتماً از لباس کردی استفاده خواهند کرد! آهای کردا، دیگه چی
می خواین؟ حالا بازم هی قر بزنین و بگین ما محرومیم و مشکل داریم 

Wednesday, 20 December 2006

چکیده

ناصر عبدالهی هم امروز فوت کرد.
تونی بلر هم که حسابی جوگیر شد و گیر سه پیچ داد به ایران.
مجله اینترنتی جدیدی هم با اسم جدید آنلاین اومد. اینم آدرسش:
http://www.jadidmedia.com/index.php


حتماً بخونینش،‌اما البته بعد از زیگزاگ