<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><rss xmlns:atom='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' version='2.0'><channel><atom:id>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268</atom:id><lastBuildDate>Fri, 18 Dec 2009 13:40:54 +0000</lastBuildDate><title>ماچه زرافه</title><description></description><link>http://akhehchera.blogspot.com/</link><managingEditor>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</managingEditor><generator>Blogger</generator><openSearch:totalResults>146</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>25</openSearch:itemsPerPage><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-6919136520679397703</guid><pubDate>Fri, 16 Jan 2009 00:46:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-01-16T04:22:07.494+03:30</atom:updated><title>کار واقعی</title><description>&lt;div style="text-align: center;"&gt;پانزدهم ژانویه: دو روز گذشت! دیروز که روز اول بود، خیلی هیجان و استرس داشتیم، اما خب به هر حال یه جورایی هم مطمئن بودیم که مشکلی پیش نمیاد.&lt;br /&gt;اما امروز که اون هیجان و همراهی های دیروز تموم شده بود، تازه کار اصلی شروع شد! حالا دیگه مثل قطاری می مونه که راه افتاده و ترمز هم نداره! خلاصه ماه عسل تموم شد و دیگه هر روز، همین آشه و همین کاسه. دیگه هرگز روزی نخواهد بود که همه بچه ها با هم تعطیل باشیم و بتونیم یه برنامه همگانی بذاریم. زندگیه دیگه&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-6919136520679397703?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2009/01/blog-post_16.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>2</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-9035025403487324824</guid><pubDate>Wed, 14 Jan 2009 02:47:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-01-14T06:24:09.140+03:30</atom:updated><title>شروع</title><description>&lt;div style="text-align: center;"&gt;چهاردهم ژانویه: فقط چند ساعت مونده. یعنی الان دیگه کمتر از یازده ساعت. بعد از بیش از یه سال برنامه ریزی و هشت ماه تمرین جدی و پرفشار، تا حدود ده ساعت و نیم دیگه اولین برنامه ها روی آنتن میره و خب میلیونها نفر می بینن که تو این مدت ما چه می کردیم و از این به بعد قراره چه بکنیم. امیدوارم همونقدر که خودمون امیدواریم، مخاطب ها هم امیدوار باشن و فردا ازمون مایوس نشن. البته خب فک می کنم شاید تا مدتی (مثلا سه ماه)، هنوز اونقدر که باید و شاید حرفه ای نباشیم. اما امیدواریم مخاطب ها صبور باشن و بهمون فرصت بدن تا ضعف هامون رو حتی الامکان برطرف کنیم.... نمی دونم چرا این چند ساعت پایانی اینقدر سخت میگذره. امیدواریم فرداشب  این موقع، با اعصاب راحت خوابیده باشم. مردم (منظورم بیننده هاست) هم همینطور.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-9035025403487324824?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2009/01/blog-post_14.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-5641011915134037691</guid><pubDate>Sat, 03 Jan 2009 23:53:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-01-04T04:04:44.480+03:30</atom:updated><title>غزه</title><description>&lt;div align="center"&gt;سوم ژانویه. "زندگی، جنگ، و دیگر هیچ"* این حکایت مردم غزه در آغازین روزهای سال جدید میلادی و قمریه&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;آخرین دقایق شنبه، سومین روز سال نوی میلادیه. چند ساعت پیش، نیروهای پیاده و زرهی اسرائیل، وارد غزه شدن. از اون لحظه تا الان درگیری های خیلی شدیدی توی این شهر جریان داره. توی همون لحظات اول، حداقل سیزده تا فلسطینی دیگه بر اثر شلیک گلوله تانک، کشته شدن. مقام های بیمارستانی غزه، تقریبا دو ساعت پیش گفتن که تعداد کشته های این هشت روز، از مرز چهارصد و پنجاه نفر گذشته. بی شک تا الان این آمار بالاتر هم رفته. از اون طرف، حماس هم با خمپاره داره به سربازای اسرائیلی حمله می کنه و اونها هم ادعا می کنن که تعدادی از سربازای اسرائیلی رو کشتن. اما هنوز هیچ آمار رسمی و دقیقی وجود نداره. باید تا فردا صبر کرد.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;واکنش ها هم کم نبوده تا الان. در اولین لحظات حمله، یک سخنگوی ارتش اسرائیل ادعا کرد که این عملیات، "دفاعیه و نه هجومی"! ساعتی بعد هم اهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل اعلام کرد که این عملیات زمینی، ممکنه "چندین روز" ادامه داشته باشه. باراک همینطور تلویحی حزب الله لبنان رو هم خطاب قرار داد و گفت اسرائیل در مرزهاش با لبنان، "آمادگی هر تحولی" رو داره. محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی ها هم ورود ارتش اسرائیل به غزه رو به شدت محکوم کرد. قراره تا چند دقیقه دیگه، شورای امنیت سازمان ملل متحد نشست اضطراری داشته باشه. فرانسه هم عملیات زمینی ارتش اسرائیل رو محکوم کرد. بریتانیا خواستار آتش بس فوری دو طرف شده. واکنش های جهانی همینطور ادامه داره.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;اما سه چهار ساعت قبل از شروع عملیات زمینی، حدود ده هزار نفر توی میدون ترافالگار لندن جمع شده بودن و بر علیه اسرائیل و جنگ و در دفاع از فلسطینی ها شعار می دادن. ایرانی های زیادی هم بینشون بودن. جالب اینکه کن لیوینگستون، شهردار پیشین لندن هم در بین این جمعیت حضور داشت. بعد از شروع حمله هم، گروه زیادی جلوی سفارت اسرائیل جمع شدن و شعار دادن و پرچم اسرائیل رو آتیش زدن.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;با همه اینها، غزه اما تنها جای خبرخیز امشب دنیا نبود. توی همین گیر و دار غزه، یه زلزله قوی به شدت هفت و دو دهم تا هفت و هشت دهم در مقیاس ریشتر هم در حوالی اندونزی رخ داد. ظاهرا مرکز این زلزله در عمق اقیانوس بوده و سیستم های هشدار تسونامی این کشور فعال شده. البته هنوز هیج گزارشی در مورد خسارات و تلفات احتمالی این زلزله منتشر نشده&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;با بحران مالی جهانی به استقبال سال 2009 رفتیم و با این همه خونریزی هم شروعش کردیم. ادامه این سال، چه خواهد شد؟&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;____________________________________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;* نام یکی از آثار معروف اوریانا فالاچی &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-5641011915134037691?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2009/01/blog-post_04.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-3493738393072015881</guid><pubDate>Fri, 02 Jan 2009 22:19:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-01-03T02:10:32.050+03:30</atom:updated><title>امنیت</title><description>&lt;div align="center"&gt;دوم ژانویه. با یکی از دوستان به ریچموند پارک رفتیم. ریچموند، در غرب لندن، یه پارک جنگلیه که چند گونه حفاظت شده از حیوانات هم توش زندگی می کنن. از جمله گله های بزرگ گوزن، &lt;a href="http://kambiz.aminus3.com/image/2009-01-02.html"&gt;آهوهای قرمز &lt;/a&gt;و &lt;a href="http://kambiz.aminus3.com/image/2009-01-03.html"&gt;آهوهای زرد&lt;/a&gt;. گذشته از زیبایی طبیعی این پارک، چیزی که خیلی جالبه، احساس آرامش و امنیت این حیوانات در حضور انسان هاست. اصولا آهو جانور ترسوییه و گوزن هم به ندرت اهلی میشه و قاعدتا این حیوون ها نباید با آدمیزاد، همزیستی چندانی داشته باشن. اما طبیعت دوستی این مردم باعث شده که این حیوانات وحشی، به آدمها اعتماد کنن و اجازه بدن که تا &lt;a href="http://kambiz.aminus3.com/image/2009-01-04.html"&gt;فاصله خیلی کمی&lt;/a&gt; بهشون نزدیک بشیم. یعنی انقدر احساس امنیت می کنن که می تونی بری وسط گله شون و اونها با اینکه کاملا هشیارن و همه حرکاتت رو زیر نظر دارن، اما باز آرامش دارن و فرار نمی کنن. &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;کاری نداریم، اما چیزی که امروز با دیدن آرامش و امنیت اونها خیلی فکرم رو مشغول کرده بود، این بود که توی این دنیا، خیلی از آدمها، حتی تو شهر و کشور و محل خودشون هم چنین حس امنیت و آرامشی رو تجربه نمی کنن و ازش محرومن. واقعا چرا؟ &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-3493738393072015881?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2009/01/blog-post_03.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-3375364984080767168</guid><pubDate>Thu, 01 Jan 2009 21:49:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-01-02T01:39:33.439+03:30</atom:updated><title>سلام</title><description>&lt;div align="center"&gt;اول ژانویه 2009. شروع یک سال دیگه. دیشب توی شهر غوغایی بود. آتیش بازی های اطراف لاندن آی هم که فوق العاده بود. این آتیش بازی ها و نورپردازی ها، کار یه طراح فرانسوی بود. بخشی از اون رو توی تلویزیون دیدم. دل و دماغ اینو نداشتم که برم و از نزدیک تماشا کنم. نمی دونم، شاید بخشی از این بی دل و دماغی، بخاطر فجایع غزه باشه. شاید هم دلیل یا دلایل دیگه ای داشته باشه. نمی دونم. عجالتا فقط می تونم آرزو کنم که همه سال بهتری رو در پیش رو داشته باشن؛ هرچند شاید آرزویی ساده اندیشانه وغیر واقع بینانه باشه. اما به هر حال، یه آرزوست.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-3375364984080767168?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2009/01/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-7231689329910091828</guid><pubDate>Thu, 08 Nov 2007 11:42:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-11-08T15:14:57.600+03:30</atom:updated><title>روی مدار رقابت</title><description>&lt;div align="center"&gt;پنجاه سال از شروع عصر فضا گذشت. مطلبی در این ارتباط را &lt;a href="http://80.71.3.188/article/default.aspx/324"&gt;اینجا&lt;/a&gt; بخوانید&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-7231689329910091828?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/11/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>4</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-1977263999770758027</guid><pubDate>Sun, 30 Sep 2007 21:39:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-10-01T01:14:54.640+03:30</atom:updated><title>فیلی که در همه سایت ها می خوابد؛ با دیر و زود؛ اما بدون سوخت و سوز</title><description>&lt;div align="center"&gt;و سرانجام فیل &lt;a href="http://www.zigzagmag.com/"&gt;ما&lt;/a&gt; هم تر زد؛ با همه تلاش و دقتی که در" بهانه دست کسی ندادن" کرده بودیم. جالب آنکه از همین امروز، دادستان کل کشور دری نجف آبادی، مسئولیت کمیته تشخیص مصادیق رو هم به عهده گرفت.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-1977263999770758027?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/10/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>4</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-7428826132131194700</guid><pubDate>Mon, 17 Sep 2007 10:05:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-09-17T13:53:51.703+03:30</atom:updated><title>چرخ گرد و مدور است؛ یعنی باید باشد</title><description>&lt;div align="center"&gt;خب به حول و قوه الهی "مدیران جوان" دولت نهم بعد از یک سال و نیم به این نتیجه رسیدن که پرداخت وام 10 میلیونی مسکن، نه تنها مشکلی رو از مشکلات افراد فاقد مسکن حل نمیکنه؛ بلکه با ایجاد تورم مضاعف و کاذب باعث تشدید این مشکل هم شده. در نتیجه در اقدامی انقلابی، پرداخت این وام رو متوقف کردن. این در حالیه که از همون یک سال و نیم پیش که این کار شروع شد، اکثر کارشناسای اقتصادی به مشکلات ناشی از چنین کاری اشاره می کردن؛ اما مدیران جوان ما می خواستن خودشون چرخ رو اختراع کنن.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;یه شاهکار دیگه این مدیران عزیز هم متوقف کردن سیستم تغییر ساعت فصلی از دو سال پیش و به بهانه بی تاثیر بودن این کار در زمینه صرفه جویی انرژی و نیز ایجاد سردرگمی برای مردم! بود که بعد از دو سال به این نتیجه رسیدن که بابا کشورهای دنیا لابد یه چیزی می دونستن که نزدیک صد ساله دارن این کار رو می کنن.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;البته این دو مورد، تنها موارد شاهکارهای مدیران جوان ما نبودند و نیستند. مواردی مثل تغییر ساعت کار بانک ها و امثالهم رو هم به یاد داریم که این حضرات در راه اختراع چندباره چرخ،و با استفاده از روش ترایال اند ارور (سعی و خطا) کارهایی رو کردن و بعد از کلی وقت برگشتند سر جای اول. به عبارتی، بخش زیادی از کار و بودچه دولت در این دو سال، صرف این شاهکارها شده.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;به هر حال به نظر می رسه این دوستان از تلاش خسته نمی شن و حاضر نیستن چرخ های اختراع شده توسط انسان نخستین رو به رسمیت بشناسن و اصرار دارن که از جیب ملت، چرخ خودشون رو اختراع کنن. باشه، ما که حریفشون نمی شیم؛ اما لا اقل یکی به اینا بگه چرخ باید گرد باشه، که اقلاً بیشتر از این پول بیت المال رو واسه اختراع چرخ های مربع و مثلث و ذوذنقه ای شکل، هدر ندن &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-7428826132131194700?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/09/blog-post_7927.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>3</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-5690574331264546284</guid><pubDate>Mon, 17 Sep 2007 10:03:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-09-17T13:34:52.841+03:30</atom:updated><title>استعفا در شهرداری شیراز</title><description>&lt;div align="center"&gt;امروز یکشنبه 25 شهریور ماه، شهردار شیراز به همراه هشت تن از شهرداران مناطق و هشت تن از دیگر همکاران خود بطور دسته جمعی استعفای خود را تقدیم شورای شهر کردند.&lt;br /&gt;علت این اقدام، "تصمیمات ضد و نقیض دیوان عدالت اداری" در ارتباط با پروژه در دست احداث "برج تجارت جهانی" در خیابان قصردشت این شهر اعلام شده است.&lt;br /&gt;بنا به اعلام شهرداری و فهندژ یکی از اعضای شورای شهر شیراز، از آنجا که مسئولین این پروژه عمرانی بدون اخذ مجوز، اقدام به قطع اشجار، اشغال فضای پیاده رو و نیز خاکبرداری گسترده کرده اند، شعبه 28 دیوان عدالت اداری رای به تخلف آنان داده بوده؛ اما شعبه 31 دیوان عدالت اداری، ضمن رد رای شعبه 28، فرمان به صدور مجوز توسط شهرداری داده است.&lt;br /&gt;همچنین در رای شعبه 31 آمده است که عوارض متعلقه به این پروژه نیز باید طبق تعرفه سال 1384 دریافت شود، که به گفته یکی از اعضای شورای شهر، به معنای تخفیفی در حد " 20 میلیارد" (ریال یا تومان مشخص نبود) است.&lt;br /&gt;البته برخی از اعضای شورای شهر نیز معتقد بودند که "موضوع آنقدرها هم حساس نیست" و مشکل به سادگی قابل حل است.&lt;br /&gt;در هر حال، شورای شهر هنوز استعفای شهردار و همکارانش را نپذیرفته و اعلام کرد که این موضوع در جلسات بعد بررسی خواهد شد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-5690574331264546284?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/09/blog-post_17.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-5617514359387215357</guid><pubDate>Thu, 13 Sep 2007 13:06:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-09-13T17:07:45.937+03:30</atom:updated><title>رمضان و نوابغ اقتصاد و مدیریت</title><description>&lt;div align="center"&gt;داستان سهمیه بندی بنزین رو که یادتون هست. همین که دولت نهم جزو افتخارات و حتی معجزات اقتصادی خودش میدونه. اصلاً نمی خوام راجع به ضعف ها و مشکلات عجیب و غریب این سیستم  صحبت کنم. کاری به عدم آمادگی زیرساخت های شبکه کشور و اصولاً بحث های سخت افزاری و نرم افزاری این برنامه ندارم. کاری هم به مدیریت و برنامه ریزی این تصمیم ندارم. با مشکلات دیگه اش هم هیچ کاری ندارم. فرض رو بر این میذارم که همونطور که آقایان ادعا می کنن، طرح کاملاً موفق بوده و الان داریم روزی دوازده تا 13 میلیون لیتر بنزین کمتر می سوزونیم و این با احتساب قیمت یک دلار برای هر لیتر، می کنه به عبارت دوازده میلیون دلار صرفه جویی ارزی در روز. که اگه اینو در 7 ضرب کنیم میشه 84 میلیون دلار صرفه جویی در روز. اینو داشته باشین فعلاً&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;از اونطرف اعلام میشه که در طول ماه رمضان، ساعات کاری ادارات و حتی مدارس (اونهم درست همزمان با شروع سال تحصیلی)، روزی 2 و نیم ساعت کم میشه! خب، بیاین یه حساب خیلی خیلی سر انگشتی بکنیم. نه کاری به ارزش واقعی زمان داریم و نه می خوایم وارد معادلات پیچیده اقتصادی بشیم. فقط و فقط با چند تا عدد و رقم معمولی کار داریم:&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;اگه فرض کنیم جمعیت ایران، 70 میلیون نفر باشه و اگه باز فرض کنیم که تنها یک چهارم از جمعیت کشور به نوعی دارای بهره وری باشن (یعنی یا شاغل باشن یا محصل و دانشجو)، این میشه بیش از 17 میلیون نفر.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;حالا اگه میزان بهره وری این 17 میلیون نفر، به ازای هر ساعت لا اقل معادل 2 دلار ناقابل باشه، این یعنی اینکه برای هر کدوم از این افراد، دو ونیم ساعت؛ حداقل معادل 5 دلار ارزش داره و اگه بخوایم ببینیم ارزش دلاری حداقلی این زمان برای کل این 17 میلیون نفر چقدره؛ کافیه 17 میلیون رو در 5 دلار ضرب کنیم که میشه 85 میلیون دلار. درست شد؟&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;خب؛ حالا بر می گردیم به اول بحث: اونجا به این نتیجه رسیدیم که سهمیه بندی بنزین به شکل موجود، به رغم همه مشکلاتی که واسه ملت ایجاد کرده، در هر هفته 84 میلیون دلار صرفه جویی ارزی برای کشور داره. اما تو بند قبلی هم دیدیم که با کاهش ساعات کار در ماه رمضان، در هر روز کشور حداقل حداقل، 85 میلیون دلار رو از دست میده! یعنی بیشتر از صرفه جویی یک هفته ای سهمیه بندی بنزین. به عبارت ساده تر؛ در پایان ماه رمضان، صرفه جویی بیشتر از سی هفته سهمیه بندی رو خنثی کردیم! درست مثل اینکه این دو و نیم ساعت در روز رو کم نمی کردیم؛ به جاش تنها 5 ماه از سال، بنزین رو سهمیه بندی می کردیم!&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;حالا خدائیش، لذت نمی برین از این اسطوره های مدیریت و نابغه های اقتصادی که دارن بهتون حکومت می کنن؟ بازم برین ناشکری کنین &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-5617514359387215357?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/09/blog-post_13.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>1</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-2766732704166319860</guid><pubDate>Wed, 12 Sep 2007 04:55:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-09-12T08:35:28.752+03:30</atom:updated><title>What's goin' on.....چه خبره</title><description>&lt;div align="center"&gt;دیروز تو دومین روز جلسه شورای حکام، وقتی نماینده پرتغال بیانیه اتحادیه اروپا رو خوند و بازم از همکاری کم ایران انتقاد کرد و اشاره چندانی به توافق آژانس و ایران نکرد، البرادعی شاکی شد و به نشونه اعتراض (یا در حقیقت قهر)، جلسه رو ترک کرد. این مدتی که از توافق آژانس و ایران می گذشت، امریکا به صراحت از این توافقنامه انتقاد می کرد و می گفت که ایران باز هم سر آژانس شیره مالیده و اینجوری وقت خریده. اما اروپایی ها زیاد چیز روشنی نمی گفتن (بجز یکی دوتاشون البته). اما بیانیه دیروز بدجوری زد تو حال البرادعی - و البته ایران. با این اوصاف به نظر میاد آژانس - و بخصوص شخص البرادعی- اعتبارشون رو از دست دادن. امریکایی ها که مدتهاست با البرادعی حال نمی کردن و فقط داشتن تحملش می کردن. اما حالا داستان بدجوری دراماتیک شده &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;از اونطرف هم که چند روز پیش هواپیماهای اسرائیلی حریم هوایی سوریه رو نقض کردن و وارد فضای این کشور شدن؛ اما از بعضی جاها -از روزنامه نیویورک پست گرفته تا حزب الله لبنان- خبر می رسه که این بخشی از تمرینات نیروی هوایی اسرائیل برای آمادگی واسه حمله احتمالی به تاسیسات اتمی ایران بوده&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;خلاصه باز معلوم نیست چه خبره&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-2766732704166319860?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/09/whats-goin-on.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>2</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-5198612673969075388</guid><pubDate>Wed, 12 Sep 2007 04:38:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-09-12T08:24:48.019+03:30</atom:updated><title>سرویس های ویژه خونه خاله</title><description>&lt;div align="center"&gt;خانم هاله اسفندیاری که چند روز پیش آزاد شده و به آمریکا برگشته، دیروز تو یه کنفرانس خبری در محل موسسه وودرو ویلسون گفت که تو زندان های ایران بهش بی احترامی نشده و از نظر روحی و جسمی هم هیچ مشکلی نداشته، سلولش هم نورگیر بوده و کتاب و غیره هم داشته و خلاصه اوج بی حرمتی ای که بهش شده این بوده که اول بازداشتش یکی از بازجوها همچین یه نموره باهاش بلند حرف زده، که اون هم بعد از اینکه هاله خانم بهش گفته "دفعه آخرت باشه که با من بلند حرف می زنی!"، ماستش رو کیسه کرده و آدم شده.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;همزمان، یعنی همین دیروز یه سری از خبرنگارای داخلی و خصوصا خارجی از زندان اوین یه بازدید داشتن که با صحنه شگقت آوری روبرو میشن: اونم اینکه می بینن یحیی خان کیان تاجبخش داره قدم زنون میاد طرفشون (خونه خاله می دونین چیه؟ یه چیزی تو همون مایه ها). خلاصه یحیی هم میگه اینجا خیلی خوش می گذره، میز دارم، تلویزیون دارم، یخچال دارم، تلفن دارم، هر شب با خانمم حرف می زنم و خلاصه ملالی نیست جز دوری شما! تنها ایرادی که از اوین گرفته این بود که اتاقش، یه سوئیت انفرادیه و در نتیجه . پایه شطرنج نداره و ممکنه بازیش افت کنه خدای نکرده. اینجا بود که خبرنگارای خارجی معنی خونه خاله رو فهمیدن &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;حالا حسش نیس که وارد معقولات بشیم و ببینیم چی به چیه؛ از اینکه این دو تا مهمون هم مثل اون 15 تا توریست بریتانیایی از اقامتشون در هتل های ایران لذت بردن، خیلی خوشحالیم. اما...&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;اما کاش این هتل به مهمونا و مسافرهای وطنی هم که پاسپورت امریکایی و کانادایی و بریتانیایی ندارن، همین سرویس ها رو ارائه می داد؛ لا اقل بخشیش رو....بگذاریم و بگذزیم&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-5198612673969075388?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/09/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>1</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-2876441220916062539</guid><pubDate>Wed, 12 Sep 2007 04:25:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-09-12T08:08:46.007+03:30</atom:updated><title>After two months....پس از دو ماه</title><description>&lt;div align="center"&gt;خب بعد از دو ماه غیبت، دیگه وقتش بود یه چیزی اینجا بنویسم که نوشتن یادم نره.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;تو این دو ماه اتفاقای زیادی افتاد که از همش باخبرین و دیگه گفتن نداره؛ ولی شاید حالا چند روز دیگه واسه دل خودم یه لیستی ازشون تهیه کنم و بذارم اینجا؛ مثل توقیف چندین باره شرق و چه و چه. حالا ببینیم چی میشه.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;راستی درخانه ما رونق اگر نیست، صفا هست! اگه وبلاگ ما آپدیت نمیشه، عوضش &lt;a href="http://kambiz.aminus3.com/"&gt;فتوبلاگمون&lt;/a&gt; گوش شیطون کر به روزه؛ اونم نافرم. برانکه خیالم از به روز بودن (و موندنش)راحت باشه، عجالتاً تا 12 اکتبر (درست یک ماه دیگه) عکس چپوندم توش! البته حالا فک نکنین خبریه ها! این وبلاگ در پیت رو که می بینین، فتوبلاگه از وبلاگه در پیت تره! خلاصه منتظر دیدن عکس های حرفه ای و شاهکارهای هنری نباشین. این زرافه هرچی رو که با این گردن درازش میبینه (الان میگه مگه با گردنش میبینه!)، همینجوری الله بختکی یه عکس ازش می گیره. خوبی عصر دیجیتال همینه دیگه؛ نه نگران تموم شدن فیلمی، نه هزینه ظهور و چاپ و این چیزا.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;خلاصه این شما و این هم &lt;a href="http://kambiz.aminus3.com/"&gt;فتوبلاگ ماچه زرافه&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;آهان، در ضمن اگه حوصله ندارین عکس ها رو یکی یکی ورق بزنین، می تونین برین تو قسمت &lt;a href="http://kambiz.aminus3.com/portfolio/"&gt;پورتفولیو&lt;/a&gt; و بیشتر عکس ها رو به شکل کوچولو کنار هم ببینید و هر کدوم رو خواستین، روش کلیک کنید&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;این پست وبلاگه یا آگهی بازرگانی؟&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;خلاصه مخلصیم&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-2876441220916062539?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/09/after-two-months.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-4235155398362767489</guid><pubDate>Wed, 11 Jul 2007 09:37:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-07-11T13:15:11.068+03:30</atom:updated><title>ایلنا</title><description>&lt;div align="center"&gt;امروز صبح ایلنا هم فیلتر شد! بامزه تر اینکه بخش فرم آنلاین ویزای بریتانیا در سایت سفارت هم دو سه شب پیش فیلتر شد!! البته نمی دونم هنوز هم فیلتره یا نه؛ و لی تصورش هم مسخره است! سایت سفارت یه کشور رو فیلتر کردن یعنی چی؟ خب یه دفعه این سفارت رو تعطیل کنن دیگه! عجب گیری کردیم ها&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-4235155398362767489?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/07/blog-post_11.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>3</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-886547116895600325</guid><pubDate>Wed, 04 Jul 2007 15:07:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-07-04T18:42:43.959+03:30</atom:updated><title>114</title><description>&lt;div align="center"&gt;خب بعد از 114 روز, آلن جانستون بالاخره آزاد شد و از منزل اسماعیل هنیه با خانواده اش تو اسکاتلند تماس گرفت.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;لاغر شده و چهره اش حالتی حاکی از فشار روحی و عصبی رو نشون میده. اما خب به هرحال خدا رو شکر زنده و سالمه.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;امیدوارم این رسم احمقانه گروگانگیری هر چه زودتر و  در همه دنیا از رونق بیوفته&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-886547116895600325?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/07/114.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>3</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-1150015402693958504</guid><pubDate>Wed, 04 Jul 2007 15:01:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-07-04T18:36:21.411+03:30</atom:updated><title>باز هم از آزادی رسانه ها</title><description>&lt;div align="center"&gt;دیروز هم میهن بعد از انتشار تنها 42 شماره  مجدداً توقیف شد! چیزی ندارم در این مورد بگم&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;الینا هم بوی اارحمن اش بلند شده. حیدری استعفا داد و رفت و خبرگزاری گفته تا مشخص شدن مدیر بعدی, خبری مخابره نخواهد کرد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-1150015402693958504?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/07/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>2</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-5298274545285187948</guid><pubDate>Sat, 30 Jun 2007 23:36:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-07-01T03:07:58.243+03:30</atom:updated><title>WiTricity....برق بی سیم</title><description>&lt;div align="center"&gt;مطلب علمی جدیدم در زیگ زاگ رو &lt;a href="http://www.zigzagmag.com/article/default.aspx/196"&gt;اینجا&lt;/a&gt; بخوانید&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-5298274545285187948?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/07/witricity.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-3608870671051226738</guid><pubDate>Tue, 26 Jun 2007 05:03:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-06-26T08:44:53.638+03:30</atom:updated><title>Bad News....اخبار ناخوشایند</title><description>&lt;div align="center"&gt;اخبار جدیدی که از آلن جانستون منتشر شد، اصلاً جالب نبود.آخرین خبر، فیلمی بود که رباینده های فرستاده بودن و در اون، آلن با یک کمربند انفجاری دیده می شد. در این کلیپ، آلن از قول ربایندگانش میگه که اگر برای آزادی اون، متوصل به زوز بشن، رباینده ها این کمربند رو منفجر خواهند کرد.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;کلاً این روزا اصلاً اخبار خوبی به گوش نمیرسه. حتی خبرهای مهمی هم هست که با اینکه به گوش نمیرسه! اما اصلاً خبرهای جالبی نیستن. مثلاً در زمینه روابط ایران و بریتانیا... باید دید خدا چی می خواد&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;پ.ن&lt;/strong&gt;. خب مهستی هم دیروز در سن شصت سالگی از دنیا رفت. بعد از اینکه ظرف یک ماه گذشته، چندین بار شایعه فوت این خواننده قدیمی از طریق مسنجر و اس ام اس و روش های دیگه، منتشر شد، اینبار دیگه جدی جدی فوت کرد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-3608870671051226738?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/06/bad-news.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>2</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-4574260326441064869</guid><pubDate>Wed, 20 Jun 2007 08:10:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-06-20T11:42:06.094+03:30</atom:updated><title>100 days passed....یکصد روز گذشت</title><description>&lt;div align="center"&gt;یکصد روز از ربوده شدن آلن جانستون گذشت، اما هنوز هیچ خبری نیست. پس این اولتیماتوم حماس چی شد؟&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-4574260326441064869?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/06/100-days-passed.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-8942015311408034542</guid><pubDate>Tue, 19 Jun 2007 01:37:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-06-19T05:11:55.890+03:30</atom:updated><title>..And about Salman Rushdie's knighthood  ...اندر حکایت شوالیه شدن سلمان رشدی</title><description>&lt;div align="center"&gt;داستان سلمان رشدی و کتاب آیات شیطانی و فتوای سال 1989 آیت الله خمینی مبنی بر مهدور الدم بودن رشدی را همه می دانیم و نیازی به بازگویی آن نیست. به واسطه همین فتوا بود که  رشدی برای چندین سال، ناچار به زندگی مخفیانه و تحت نظارت پلیس بریتانیا شد که صد البته در این مدت، صدها هزار و چه بسا میلیونها پاوند،‌ هزینه را به اسکاتلندیارد و دولت بریتانیا تحمیل کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طی چند سال اخیر اما، دولتمردان ایران همواره تاکید کرده اند که با وجود غیر قابل تغییر بودن آن فتوا، هرگز به دنبال عملی کردن آن نبوده و نیستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این میان، دولت بریتانیا بود که چه از نظر مالی و چه از نظر اعتبار خود در میان مردم کشورهای اسلامی، متحمل هزینه های فراوان شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال و در این مقطع خاص زمانی، علت واقعی اعطای لقب شوالیه (سر) به سلمان رشدی چه می توانست باشد؟ آیا آنطور که ادعا شده، بدلیل تلاش های او در زمینه ادبیات بوده است؟ به نظر بسیار بعید و دور از ذهن می رسد که چنین باشد؛ چراکه اصولاً از نظر ادبی، رشدی خالق آثار آنچنان برجسته و معتبری نیست و یا لااقل، هستند افراد دیگری که در ادبیات بریتانیا، برای دستیابی به چنین مقامی، به مراتب شایسته تر از وی باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر می رسد رشدی طی سالهای اخیر به یک مهره سوخته بدل شده است؛ آنهم یک مهره سوخته بسیار پرهزینه. شاید بریتانیا از این وضع خسته شده و تصمیم گرفته باشد که از این مهره سوخته، آخرین استفاده ممکن را ببرد.&lt;br /&gt;کاملاً قابل پیش بینی بود که با مطرح کردن دوباره رشدی و اعطای مقام شوالیه به او، در گوشه و کنار جهان اسلام و خصوصاً در ایران، فتوایی که داشت به دست فراموشی سپرده می شد، بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته و از نو مطرح شود. کمااینکه سازمانی که سالها پیش، جایزه ای یکصد هزار دلاری را برای قتل رشدی تعیین کرده بود، مبلغ جایزه را به یکصد و پنجاه هزار دلار افزایش داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با این شرایط، هیچ بعید نیست که رشدی که اخیراً به زندگی مخفی خود پایان داده و به زندگی عادی بازگشته، به قتل برسد. این موضوع برای بریتانیا، خالی از فایده نخواهد بود. از یک سو برای همیشه از هزینه های حفاظت از جان وی خلاص می شود و از دیگر سو –که شاید متضمن سود اصلی برای بریتانیا و امریکا باشد-، بهانه بسیار مناسبی را برای متهم کردن و کوبیدن ایران بدست می آورد. در صورت کشته شدن سلمان رشدی، امریکا و بریتانیا بدون نیاز به هرگونه تحقیق و بررسی، مستقیماً و بلادرنگ انگشت اتهام را به سوی ایران دراز خواهند کرد؛ که این می تواند به مثابه جرقه اولیه حمله نظامی به ایران، و یا حداقل افزایش شدید فشارهای جامعه بین المللی بر ایران – درست مشابه فشارهای وارده بر سوریه در ارتباط با پرونده ترور رفیق حریری- تلقی گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با این تفاصیل، دولتمردان ایران باید بیش از هر زمان دیگر در این مورد خاص از خود هوشیاری نشان داده و رسماً و علناً اعلام کنند که به هیچ عنوان پیگیر فتوای قتل رشدی نبوده و در صورت کشته شدن وی، هیچ مسئولیتی را نخواهند پذیرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این میان اما، آنچه مسلم است، بازی "باخت- باخت" سلمان رشدی است. او که در میانه های چهارمبن دهه زندگی خود و با نوشتن دومین کتابش (بچه های نیمه شب)، به شهرت نسبی رسیده بود، با ورود به حیطه احساسات مسلمانان جهان، ناچار شد که بهترین سالهای عمر خود را در خفا و ترس دائمی بگذراند. و حال نیز، به نظر می رسد که بریتانیا تصمیم به قربانی کردن او گرفته است.&lt;br /&gt;شاید بتوان رشدی را نمونه بارز "خسر الدنیا والآخره" دانست! &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-8942015311408034542?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/06/and-about-salman-rushdies-knighthood.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>1</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-5642601109366209771</guid><pubDate>Sun, 17 Jun 2007 13:34:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-06-18T10:40:10.403+03:30</atom:updated><title>خوش خبر باشی مرد</title><description>&lt;div align="center"&gt;نود و هفت روز از ربوده شدن آلن جانستون توی غزه می گذره. نماینده حماس در تهران، امروز گفته که ممکنه آلن ظرف چند ساعت آینده آزاد بشه. بعد از مدتها بی خبری، خبر خوبی بود. امیدوارم با آزادی آلن، تکمیل بشه&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;پ.ن. گروهی که "ظاهراً"  آلن رو در احتیار دارن، یه نوار ویدیویی به الجزیره دادن و ضمن تائید برخی مذاکرات با حماس، دستیابی به توافق برای آزادی آلن رو تکذیب کردن.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;باید صبر کنیم و ببینیم چی میشه.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;ب هر حال، 97 روز گذشت&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-5642601109366209771?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/06/blog-post_17.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>1</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-6539252858286459779</guid><pubDate>Mon, 11 Jun 2007 03:05:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-06-11T06:37:46.326+03:30</atom:updated><title>Terry fox  تری فاکس</title><description>&lt;div align="center"&gt;مقاله جدیدم در مورد &lt;a href="http://www.terryfoxrun.org"&gt;تری فاکس&lt;/a&gt; رو می تونید در &lt;a href="http://www.zigzagmag.com/article/default.aspx/183"&gt;زیگ زاگ&lt;/a&gt; بخونید&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-6539252858286459779?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/06/terry-fox.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-7915499506398902500</guid><pubDate>Sun, 03 Jun 2007 13:03:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-06-03T16:34:37.926+03:30</atom:updated><title>فلانی</title><description>&lt;div align="center"&gt;هرکی میگه نون و پنیر&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;تو یکی سرتو بذار بمیر&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-7915499506398902500?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/06/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>1</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-5258435470104157801</guid><pubDate>Thu, 17 May 2007 18:51:00 +0000</pubDate><atom:updated>2007-05-17T22:34:24.656+03:30</atom:updated><title>17 May</title><description>&lt;div align="center"&gt;امروز تولد آلن جانستون بود. بی بی سی در اکثر دفاتر خارجیش از جمله دفتر تهران، مراسمی در این مورد داشت. تولدت مبارک آلن&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-5258435470104157801?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/05/17-may.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>2</thr:total></item><item><guid isPermaLink='false'>tag:blogger.com,1999:blog-1709321717380890268.post-4627895629565999626</guid><pubDate>Fri, 27 Apr 2007 22:07:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-11-13T14:43:11.943+03:30</atom:updated><title>خلاقیت</title><description>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_3DNzLPlBNTI/RjJ3HLsdVFI/AAAAAAAAACU/8cg57HQTYUw/s1600-h/invention.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5058236296772539474" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_3DNzLPlBNTI/RjJ3HLsdVFI/AAAAAAAAACU/8cg57HQTYUw/s400/invention.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_3DNzLPlBNTI/RjJ1xLsdVEI/AAAAAAAAACM/9lJi8YzZj4c/s1600-h/invention.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_3DNzLPlBNTI/RjJ0iLsdVDI/AAAAAAAAACE/I1xoC4WBsso/s1600-h/invention.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;جسارته! گلاب به رو تون! اما برین تو &lt;strong&gt;بحر خلاقیت&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;با تشکر از&lt;a href="http://zamyad.blogsky.com"&gt; زامیاد&lt;/a&gt; که من رو از این اختراع انقلابی باخبر کرد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1709321717380890268-4627895629565999626?l=akhehchera.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://akhehchera.blogspot.com/2007/04/blog-post_28.html</link><author>noreply@blogger.com (ماچه زرافه)</author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_3DNzLPlBNTI/RjJ3HLsdVFI/AAAAAAAAACU/8cg57HQTYUw/s72-c/invention.jpg' height='72' width='72'/><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>13</thr:total></item></channel></rss>